[ و در گفتار دیگرى که از این مقوله است فرمود : ] از مردمان کسى است که کار زشت را ناپسند مى‏شمارد و به دست و زبان و دل خود آن را خوش نمى‏دارد ، چنین کسى خصلتهاى نیک را به کمال رسانیده ، و از آنان کسى است که به زبان و دل خود انکار کند و دست به کار نبرد ، چنین کسى دو خصلت از خصلتهاى نیک را گرفته و خصلتى را تباه ساخته ، و از آنان کسى است که منکر را به دل زشت مى‏دارد و به دست و زبان خود بر آن انکار نیارد ، چنین کس دو خصلت را که شریف‏تر است ضایع ساخته و به یک خصلت پرداخته ، و از آنان کسى است که منکر را باز ندارد به دست و دل و زبان ، چنین کس مرده‏اى است میان زندگان ، و همه کارهاى نیک و جهاد در راه خدا برابر امر به معروف و نهى از منکر ، چون دمیدنى است به دریاى پر موج پهناور . و همانا امر به معروف و نهى از منکر نه اجلى را نزدیک کنند و نه از مقدار روزى بکاهند و فاضلتر از همه اینها سخن عدالت است که پیش روى حاکمى ستمکار گویند . [نهج البلاغه]
 
دوشنبه 86 شهریور 5 , ساعت 12:40 عصر

 

دو نفر از مسلمین از راه دور برای انجام مناسک حج به سوی مکه رهسپار شدند. در این سفر وقتی که برای زیارت قبر پیامبر«ص» به مدینه آمدند؛ یکی از آنها در مدینه بیمار شد؛ و در منزلی بستری گردید، پس همسفرش از او پرستاری کرد.

 روزی همسفر، به بیمار گفت: دلم می خواهد به زیارت قبر پیامبر بروم. اجزه بده بروم و برگردم.

 بیمار گفت: تو یار من هستی، مرا تنها مگذار، وضع مزاجی من وخیم است، از من جدا نشو!

 همسفر گفت: برادر! ما از راه دور برای زیارت قبر پیامبر«ص» آمده ایم، زود می روم و برمی گردم.

 همسفر رفت و پس از زیارت قبر پیامبر«ص» به منزل امام صادق «ع» رفت و قصه ی خود و رفیق مریضش را نقل کرد.

 امام فرمود: اگر تو کنار بستر دوست همسفرت بمانی و از او پرستاری کنی و مونس او باشی، در پیشگاه خدای بزرگ بهتر از زیارت مرقد پیامبر«ص» است ( چون مریض دلشکسته و ناامید از خود بود.

 

منبع: کتاب داستان دوستان

 

 



لیست کل یادداشت های این وبلاگ