سفارش تبلیغ
صبا
چون خشمناک شوم ، کى خشم خود را فرو نشانم ؟ آنگاه که انتقام گرفتن نتوانم ، تا مرا گویند اگر شکیبا باشى بهتر یا آنگاه که توانم تا مرا گویند اگر ببخشایى نیکوتر . [نهج البلاغه]
 
یکشنبه 87 آبان 26 , ساعت 7:49 عصر

یا حکیم ...

 نجار یک روز کاری دیگر را هم به پایان برد . آخر هفته بود و تصمیم گرفت دوستی را به خانه اش دعوت کند .

موقعی که نجار و دوستش به خانه رسیدند ، قبل از ورود نجار چند دقیقه در سکوت جلو درختی در باغچه ایستاد .بعد با دو دستش ، شاخه های درخت را گرفت .

چهره ی او بی درنگ تغییر کرد .خندان وارد خانه شد ، همسر و فرزندان به استقبال او آمدند ،

با دوستش به ایوان رفتند . از آنجا می توانستند درخت را ببینند .

دوستش دیگر نتوانست جلوی کنجکاوی اش را بگیرد و دلیل رفتار نجار را پرسید .

نجار گفت : این درخت مشکلات من است .

موقع کار ، مشکلات فراوانی پیش می آید ، اما این مشکلات مال من است و ربطی به همسر و فرزندانم ندارد .وقتی به خانه می رسم مشکلاتم را به شاخه های آن درخت می آویزم .

روز بعد وقتی می خواهم سرکار بروم ، دوباره آنها را از روی شاخه ها بر می دارم .

جالب این است که وقتی صبح به سراغ درخت می روم تا مشکلاتم را بردارم .

 

خیلی از آنها دیگر آنجا نیستند ، و بقیه هم خیلی سبکتر شده اند .

 

(پائلوکوئلیو )                                                                                                       


یکشنبه 87 آبان 26 , ساعت 7:18 عصر

 

چناچنه به طور رومزره به زبان فارسی صبحت کی کیند، با کمی تلاش خاوهید نواسنت این نوتشه را بخاونید.در داشنگاه کبمریج انگلتسان تقحیقی روی روش خوادنه شدن کملات در مغز اجنام شده است که مخشص می کند که مغز انسان تهنا حروف اتبدا و اتنهای کلمات را پدرازش کرده و کمله را می خاوند. به هیمن دلیل است که با وجود به هم ریتخگی این نوتشه شما تواسنتید آن را بخاونید


شنبه 87 آبان 25 , ساعت 7:27 عصر

زنی پس از عمری زندگی در ناز و نعمت و خوگرفتن به تجملات زندگی، رخت از این دنیا بر می بندد.
در آن دنیا، فرشته ای مامور نشان دادن اقانتگاه همیشگی او می شود.

آن دو پس از گذشتن از خیابان های اصلی و عمارت های بسیار زیبا و مجلل، امارت هایی که زن با دیدن هر یک از آن ها تصور می کرد به او تعلق دارند به حومه ی شهر می رسند.

خانه های این محل رفته رفته کوچکتر و کوچکتر می شد، تا اینکه فرشته در حاشیه ای از آن به آلونکی اشاره می کند و می گوید:«  آن خانه مال شماست.»

زن می گوید:

« خاک عالم بر سرم، من نمی توانم آنجا زندگی کنم.»

فرشته می گوید:

« متأسفم،با آن مصـــالحی که به اینجــا فرستادید، ساختن جایی بهتر از آن برایمان مقدور نبود.»

از کتاب: جانب عشق عزیز است فرومگذارش


چهارشنبه 87 آبان 22 , ساعت 3:25 عصر

21-سعی نکنید پیوستگی شما به دیگران، موجب تقلید کورکورانه شما از آنها شود تا استقلال و اعتماد به نفس خود را از دست بدهید.

22- بالاترین نیاز انسان، غلبه بر تنهایی و رها شدن از زندان بی کسی است.

23-با هر نوع بی خیالی مبارزه کنید.

24- احترام به ولدین"لازمه ی خوشبختی" است.

می خواهم خوشبخت بشوم/محمد کاظم سجادی


دوشنبه 87 آبان 20 , ساعت 9:53 عصر

تمام چیزى که خدا از بشر مى خواهد یک قلب آرام است

میستر اکهارت


اگر دیگران را با زیباترین منشها و صفات بخوانیم چیزی از ارزش ما نمی کاهد
بلکه او را دلگرم ساخته ایم آنگونه باشد که ما می گویم 

ارد بزرگ


   1   2   3      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ